سازندگان گوشی همراه
شرکت نوکیا
Nokia.com
شرکت سونی اریکسون
Sonyericsson.com
شرکت
موتورولا
Motorola.com
شرکت
سامسونگ
Samsung.com
شرکت
ال جی
Lgmobile.com
شرکت
ساژم
Sagem.com
شرکت
آی- میت
My-onetouch.com
شرکت
آلکاتل
Clubimate.com
شرکت Myqtek
نظرات()
نقشه های جغرافیایی
مناطق کوهستانی ایران
Mountainzone.ir
نقشه های زمین شناختی ایران
Gsi_iran.org
نقشه شهرهای معروف دنیا به همراه اطلاعات
شهرهای توریستی
Mapquest.com
نقشه های تمام رنگی سیاسی و فیزیکی کشورهای
دنیا
Altapedia.com
نقشه ها، پرچم کشورها، سرودهای محلی و دیگر
آمار کشورها
theDeejays.com/atlas
سرزمین ها، دریاچه ها، جاده ها، و مرزهای
جغرافیایی
Atlas.geo.cornell.edu/webmap
بهترین و کاملترین منبع برای یافتن نقشه های
جغرافیایی
Nationalgeographic.com/maps
نقشه کهکشانها و اجرام آسمانی
Atlas.sage.wisc.edu
نظرات()
کمی درباره سینمای ایران!
سینمای ایران چه مشکلی دارد؟
نیمه شبی سرد، فقیری در خانه ای را برای
پناهجویی می کوبید.
صاحب خانه که از بی خواب شدن ناراحت شده بود
پرخاش کنان
به او گفت:« مگرعقل نداری، شعور نداری، آبرو
نداری که این
وقت شب مزاحم می شوی؟!» فقیر جواب داد:
« چرا همه را دارم، جا ندارم!»
تنبیهات سینمایی
محکوم به جرمی، مختار شد میان خوردن چوب و ترکه یا مقداری
پیاز یا پرداخت مبلغی پول، مجازات خود را انتخاب کند.
حضرتشان پیاز خوردن را که به نظر سبک تر می آمد اختیار کرد.
اما نتوانست بیش از یک سوم پیازها را بخورد پس قبول کرد که
چوب بخورد و چون تحمل ضربات را نیاورد، پذیرفت تا پول بدهد!
در باب ضرورت رجحان فیلمفارسی
به خسیسی مهمان رسید. به دکان بقال رفت تا برایش پنیر بخرد.از
بقال پرسید:« پنیر خوب داری؟» پاسخ داد:«پنیر دارم مثل روغن»
با خود گفت پس روغن بهتر از پنیر است. پرسید:« روغن خوب
داری؟» پاسخ داد:« روغن دارم مثل آب زلال.» گفت معلوم
می شود آب از روغن بهتر است و آن را هم که در خانه داریم.
به خانه برگشت و آب جلوی مهمان گذاشت!
در باب بیزنس در سینمای مملکت
نصرالدین خان خرش را به میدان برد که دلال بفروشد. دلال داد
کشید:« یک خر سی تومانی به ده تومان.» ملا گفت:« خر به این
ارزانی را چرا خودم نخرم.» ده تومان داد خرش راپس گرفت.
چون به خانه رسید از عقل و درایت خودش کلی برای زنش نقل
کرد.خانم محترم هم فرمودند:« نمی دونی من چه کردم!خریداری
آمده بودگلوله نخ هایم را بخرد شش مثقال کم بود، من هم گوشواره-
هایم را لای نخ ها انداختم تا درست شد.» ملانصرالدین یه نگاهی
به خودش می کنه، یه نگاه به زنش و مثل هملت می گه:« تو از
توی خونه، من از بیرون، اگر یک سال دیگر همین جوری بیزنس
کنیم، رئیس اتاق بازرگانی می شیم.»
درباب پروگرس سینمایی
مردکی به شهری آمد. آلبالو گیلاس به بازار آمده بود. خرید و
خورد و خوش اش آمد. سال دیگر زمانی آمد که آلو سیاه آمده
بود. به گمان آنکه همان میوه ی سال پیش است، خرید و خورد
و زیاد خوش اش نیامد. سال بعدش در فصل بادمجان آمد. به
گمان اینکه میوه های گذشته بزرگ شده اند خرید و خورد و چون
بسیار تلخ و بدمزه بود، گفت:« مرده شورتو ببرن که هر چی
گنده تر می شی، بدتر می شی!»
در نصیحت منتقدان سینما
سعدی در راهی جای پای شتری نگریست، یک طرف قدم های او
مگس و طرف دیگر پشه بود. با خود گفت باید یک جانب شتر بار
شیره باشد و آن جانب سرکه. پس از آن جای دست و پای شتر را
بر زمین مشاهده کرد و کف دستی که برای برخاستن به زمین
گذاشته شده بود. با خود گفت راکب شتر زنی بوده که حمل داشته،
به خاطر سنگین بودن دست به زمین نهاده. طولی نکشید شتربانانی
رسیده سراغ مسافر گمشده ی خود را گرفتند. و سعدی علیه الرحمه
طبق حدس هایش نشانی داد. چون از او جویا شدند که خب
اطلاعاتت درست است کجا رفته؟ می گوید که آنها را ندیده،
حضرات هم مرحوم شیخ اجل را به زیر چوب می گیرند. ایشان
هم در حال نوش جان کردن ضربات می گوید:
سعدیا چند خوری چوب شتربانان را
می توان قطع نظر کرد، شتر دیدی، نه!
اندر حکایت شکست تجاری در سینما
مرد یک چشمی چهل سال با دست پر به خانه می رفت و از زنش
حرفی درباره ی نقص اش نشنید تا شبی دست خالی به خانه رفت.
خانم محترم می دونید چی گفت؟
فرمود:« مرده شور چشم کورتو ببرن!»
در باب جذب یارانه سینمایی
گدایی را هروقت صبح، حتی قبل از اذان و باز شدن حمام می دیدند
و او را در این تکیه کلام می نگریستند که:« بدهید که دیر آمدم.»
تا روزی یکی از او پرسید:« از این زودتر چه وقت است که
می گویی دیر آمدم.» گدا گفت:« دیر آمدن وقت را نمی گویم،
دیر آمدن به شغل گدایی را می گویم!»
در باب اشتهای رانت خواران ما فی ها!
کسی با پسرش به خانه ای وارد شد که سفره ی غذا گشوده شده
بود و چون تعارف کردند اظهار سیری و پری نمود تا آنجا که
دست به گلوی خود برده، گفت:« یعنی تا گلو خورده ام.» اما
وقتی با اصرار سر سفره نشست همه را عقب گذاشت و پسرش
که چنان دید، رو به پدر کرد، دهان و گلویش را نشان داد و
گفت:« بابا از اینجا تا اینجا هم خیلی جا می گیره ها.»
در باب مسئولیت ممیزی
مامور تفتیش دروازه به پرس و جو چوبدستی اش را به بار
مسافری که شیشه بار داشت نواخته، پرسید:« چه بار داری؟»
مسافر جواب داد...
ز دست ات خاطری پرپیچ دارم زنی گر
چوب، دیگر هیچ دارم
در باب توصیف سینما از جانب برخی
سخنرانی در وصف روز محشر می گفت:« پل صراط ز مو
نازک تر، از شمشیر برنده تر و از آتش سوزان تر و ...»
یکی از میان جمع برخاست و گفت:« این که پل نمی شود یه
دفعه بگو راه نیس!»
حکایت برخی کپی کاران سینمای وطنی!
در بهارستان جامی آمده:« شاعری پیش صاحب بن عباد
قصیده ای آورد، هر بیت از دیوانی و هر سخنی زاده سخندانی.
صاحب گفت: از برای ما عجب قطار شتری آورده ای که اگر
هر کس مهمیزشان بگشاید هر یک به گله دیگر بگراید!»
روابط حسنه در سینما؟!
مدرس در استیضاح مستوفی الممالک در مورد عقد قرارداد و
روابط حسنه با خارجه گفت:« ما که نفهمیدیم این روابط حسنه
مربوط به کدام حسنه؟!»
و داستان یک سریال آبکی
پادشاهی سه پسر داشت. دو تاشون کور بودن، یکی شون چش
نداشت. خواستن برن شکار، سه تا اسب آوردن دو تاشون مرده
بود، یکی شون جون نداشت. سه تا تفنگ برداشتن، دوتاشون
شکسته بود یکی شون قنداق نداشت. سه تا آهو زدن، دو تاشون
استخوان بود یکی شون گوشت نداشت و الخ…
نظرات()
قهرمانان لیگ فوتبال ایران
جام تخت جمشید
135- پرسپولیس 2
1353- استقلال
پرسپولیس -1354
پاس -1355
پاس
-1356
جام
قدس
استقلال
-1368
جام
آزادگان
- پاس1370
پاس -1371
سایپا
-1372
سایپا
-1373
پرسپولیس -1374
پرسپولیس -1375
استقلال
-1376
پرسپولیس -1377
پرسپولیس -1378
استقلال
-1379
لیگ
برتر
پرسپولیس
-1380-81
سپاهان -1381-82
پاس
-1382-83
فولاد
-1383-84
استقلال -1384-85
سایپا -1385-86
- پرسپولیس 1386-87
نام
تیم تعداد قهرمانی
پرسپولیس 8
استقلال 5
پاس 5
سایپا 3
سپاهان 1
فولاد 1
نظرات()
قهرمانان جام حذفی فوتبال ایران
قهرمانان جام حذفی فوتبال ایران
1355- ملوان بندر انزلی
1356- استقلال تهران
1365- ملوان
1366- پرسپولیس
1367- شاهین اهواز
1369- ملوان
1370- پرسپولیس
1372- سایپا كرج
1373- بهمن كرج
1374- استقلال
1375- برق شیراز
1377- پرسپولیس
1378- استقلال
1379- فجر سپاسی شیراز
81-1380- استقلال
82-1381- ذوب آهن اصفهان
83-1382- سپاهان اصفهان
84-1383- صبا باطری تهران
85-1384- سپاهان
86-1385- سپاهان
87-1386- استقلال
نام تیم تعداد قهرمانی
استقلال 5
پرسپولیس 3
سپاهان 3
ملوان 3
سایپا 1
صبا باطری 1
ذوب آهن 1
فجر سپاسی 1
برق شیراز 1
بهمن 1
شاهین اهواز 1
نظرات()
سینماگران و بازیگران (ایرانی)
علی معلم
moallem.com
مهران مدیری
Mahranmodiri.com
سامان مقدم
Samanmoghadam.net
مجید مجیدی
Cinemajidi.com
محسن مخملباف
Makhmalbaf.com
مسعود ده نمکی
بهروز وثوقی
Behrouzvossoughi.com
بهرام رادان
Bahramradan.com
محمدرضا گلزار
Mrgolzar.ir
حسام نواب صفوی
Hesamnavabsafavi.com
پژمان بازغی
Pejmanbazeghi.com
رضا عطاران
Rezaattaran.com
محمدرضا هدایتی
Mrhedayati.com
امیر حسین صدیق
Sedigh.com
سیامک انصاری
Siamakansari.com
سید جواد هاشمی
Javadhashemi.com
بهنوش بختیاری
behnoushbakhtiary.com
پانته آ بهرام
Panteabahram.com
ماهایا پطروسیان
Mahayapetrossian.com
نظرات()
فیلم بزرگ چگونه فیلمی است؟
فیلمی که یک بار یا چند بار دیده ام اما هرگز نمی توانم اندیشه ی
بار دیگر ندیدنش را تحمل کنم.
( درک مالکوم )
نظرات()
کلید موفقیت فیلمنامه!
یک استاد فیلمنامه نویسی در دانشگاه لندن اعلام کرده که طرز
تهیه سحرآمیزی برای تولید یک فیلم پرفروش پیدا کرده :
30% اکشن
17% کمدی
13% نبرد بین خیر و شر
12% سانتی مانتالیزم!
10% جلوه های ویژه
10% هیجان و تعقیب و گریز
و
8% موسیقی
نظرات()
تایتانیک در تلویزیون!

بار دیگر تلویزیونی های ما سرعت عملشان را به رخ کشیدند و بعد از 10 سال
فهمیدند فیلم تایتانیک خیلی سرو صدا کرده و پرفروش شده، برای همین آن را
سریعا دوبله کردند تا خدای نکرده از قطار سینمای جهان عقب نمانیم. اما این فیلم
چون جک و رز دارد و اصلا به خاطر آنها تایتانیک به یخ خورد، تلویزیون اعلام
کرده بخش هایی از فیلم را در برنامه های تحلیلی می خواهد نشان بدهد. فلذا ما داستان
نسخه های تهیه شده برای هر برنامه را برایتان می گوییم. البته اول برای آنهایی که مثل
ما فیلم را ندیده اند نسخه اصلی را توضیح می دهیم!
نسخه اصلی : یک کاوشگر در بقایای تایتانیک جعبه ای را پیدا می کند.در آن جعبه
نقاشی حریم خصوصی یک دختر جوان ( رز) قرار دارد. آن دختر که الان پیر شده
به سراغ کاوشگر می آید و ماجرای آن موقع را تعریف می کند.او در بخش ثروتمندان
تایتانیک همراه با خانواده اش است که با جک که در بخش فقیرهاست آشنا می شود.
آنها عاشق هم می شوند و از دست خانواده دختر به یک ماشین در انبار کشتی پناه می برند.
شیشه های ماشین بخار می کند و باعث حواس پرتی عوامل کشتی می شود و در نتیجه
کشتی به یخ می خورد و غرق می شود و جک در راه نجات رز می میرد.
نسخه سینما پشت پرده : تایتانیک توسط یخی که عناصر صهیونیست رها کرده اند
غرق می شود تا آمریکا غرق شدن تایتانیک را گردن القاعده بیندازد و
جنگ جهانی اول را شروع کند.
نسخه ورزشی شبکه 3 : رز یک شناگر قدیمی است که چون شنا بلد است
زنده می ماند ولی جک چون حتی شنا سگی هم بلد نیست، زیرابش می خورد
و به کف اقیانوس بوسه می زند.
نسخه سینما ماورا : جک بعد از حضور در یک ادکلن فروشی دچار عشقی بخارساز
شده و بعد غرق شدن کشتی، در سیر آفاق، زیر دریا می رود.
نسخه مستند 5 : کشتی به کوه یخ خورده و دارد غرق می شود. صدای گوینده متن:
« این کشتی در برخوردش با یخ باعث انقراض خرس های قطبی شد.»
نسخه هزار راه نرفته : جک و رز که از 2 طبقه متفاوتند، دچار عشق کشتی
( مثل عشق خیابانی ) شده و با تف اندازی و عدم رعایت فاصله مجاز،
کشتی را که نماد کانون خانواده است، به باد فنا می سپارند.
نسخه سینما 4 : مجری:« ما چی به شما نشان بدهیم؟ به جایش همه اش تحلیل می کنیم.
جان مادرتان تا آخرش با ما باشید».
نظرات()
جوکنامه آقای روزبهانی و جوابنامه من!
جوکنامه آقای روزبهانی و جوابنامه من!
(در مورد مجله توقیف شده دنیای تصویر)
ابتدا،جوکنامه آقا!
آخر سال گذشته بود كه در روزنامه كارگزاران، خبر لغو ماهنامه دنیای تصویر را خواندم. كارگزاران علاوه بر درج خبر، یادداشت هایی را از استادان مسلم عرصه سینما و مطبوعات، از جمله هنرپیشه جوان یك فیلم به چاپ رسانده بود كه این تصمیم هیأت نظارت را با دیدی كاملاً حرفه ای مورد انتقاد قرار داده بود!!!
خوب چه كسی می تواند اهل سینما یا مطبوعات باشد و« دنیای تصویر» را نشناسد؟ مجله ای سینمایی، با 17 سال سابقه انتشار كه مدیر مسئول آن كسی است كه با خیلی از كارگردانان و هنرپیشگان معروف، روابط نزدیك و دوستانه دارد. خوب خوش به حال او می تواند به راحتی با یك مقام مسئول ارتباط برقرار كند و از او قول مساعد جهت احیای نشریه اش را بگیرد. كاری كه اكثر مدیران مسئول 8 نشریه دیگر كه مجوزشان همزمان با دنیای تصویر لغو شد، نتوانستند بكنند.
برخی از اهالی سینما چند وقت پیش در نامه شان، خواستار احیای نشریه وزین و تخصصی مذكور بودند و بیتی از حافظ را نیز شاهد حرف خود آورده بودند:
گر می فروش حاجت رندان روا كند
ایزد گنه ببخشد و دفع بلا كند
البته من به دلیل فقر ذوق و شعور هنری هر بار كه طرح روی جلد «دنیای تصویر» را می دیدم، علیرغم نظر خواجه شیراز، احساس می كردم ایزد